هیئت خلف باغ یزد ؛ چگونه باور کنم غمت را | عالم زار و گریانت شد ؛ محرم 1403

دانلود

لیست دانلود ویدیو

کیفیت 480pکیفیت 720p

لیست دانلود صوتی

فایل صوتی MP3
این نوحه در روز تاسوعای حسینی محرم سال 1403 در مسجد حظیره توسط هیئت خلف باغ یزد با اشعاری از محمدرضا اکبرزاده و امیرحسین حجتی و مداحی محمدرضا اکبرزاده به اجرا در آمده است.

نام نوحه: چگونه باور کنم غمت را | عالم زار و گریانت شد


چگونه باور کنم غمت را چگونه بشناسمت
سری نداری به تن ۲
فتاده ای در برابر من. برادر من برادر من
کفن نداری به تن ۲
..
انگشت و انگشترت چه شد
برگو علی اکبرت چه شد
ای جان خواهر بگو سخن
آن ساقی لشکرت چه شد
..
دیده ی زینب کبری همه دم باران بود
یا حسین یاحسین
دور گودال بلا قحطی یک انسان بود ....
یا حسین یا حسین
نیره ای در بدن شاه مکرر میخورد
یا حسین یا حسین
فصل جاری شدن خون ز رگ قرآن بود
یا حسین یا حسین
....
کربلا خران بود. _بی کسی عیان بود
حرف زینب گله از مردم گمراه بود
غصه ی اسارت سخن ملامت
ماتم ساقی عطشان حضرت ماه بود
عمر مهمانی این سلسله کوتاه بود ..

جواب
جواب نوحه زمزمه و واحد کربلا خران بود ...
از آب هم مضایقه کردند کوفیان
خوش داشتند حرمت مهمان کربلا
بودند دیو و دد همه سیراب و می مکید
خاتم ز قحط آب سلیمان کربلا. سلیمان کربلا. ..
....…....


عالم حیران از ۲
لعل لعشانت
جانها قربانت قربانت ۳

محمدرضا اکبرزاده

***

عالم زار و گریانت شد
دشت ماتم حیرانت شد
مست،عشق و نور ایمانت شد۲


ای شاه خوبان دریای عرفان
رفتی خرامان به سوی میدان۲

آتش زدی بر هستی زینب
با حرف هجران شدم هراسان۲


+با کهنه پیرهن روان شدی به سوی جانان

در این ضیافت عطش صفا نبود ای خدا
دلم شکسته شد از این سلسله ی بی حیا

نبود از وفا خبر نبود از صلا اثر
گلایه میکنم از این سکوت های پرشرر


انسانم آرزوست
اینان که از تو حاجت باران گرفته اند
از دست مرتضی نمک و نان گرفته اند

با بستن فرات آتش به ما زدند
حلقوم اصغرت را تیر جفا زدند

_____________


از روی تل دیدم بی حال
افتادی در بین گودال
شکوه،دارم از این بخت و اقبال ۲


این قوم ظالم این کوه ظلمت
از روشنای ولایت خبر ندارد۲

با قصد قربت خنجر کشیده
جز کشتن تو هوایی به سر ندارد۲


حرفی دگر در این حرامیان اثر ندارد
ته گودال فقط پیکر تو مانده و من
همه رفتند فقط مادر تو مانده و من
سرو انگشتر و انگشت به غارت بردند
پاره های بدن بی سر تو مانده و من


انسانم آرزوست
این پیروان دولت تزویر و حیله گر
با نام دین ولی به هوای سیم زر

راست بریده اند حرمت شکسته اند
در مسند خلافت ناحق نشسته اند

 

امیرحسین حجتی


دیدگاه بگذارید!

0 دیدگاه ارسال شده!

    تاکنون دیدگاهی ارسال نشده. یک دیدگاه ارسال کنید تا اولین نفر باشید که در اینجا نظر می دهید!